


















نام: | |
ايميل: | |
براي من زيباتر از ريزش نم نم بارون،
قشنگتر از دشت و بيابون،
رنگ چشمون تو بوده.
براي من زيباتر از طلوع خورشيد بين کوهها...
آب جاري توي رودها...
شوق اشکاي تو بوده.
حقيقته حقيقته اي هميشه تکيه گاهم...
اي تو شعر هر ترانم...
بي تو همدمي ندارم.
عاشق تويي،شيدا تويي
مريم پاکيزة من،
اي تو معناي صداقت...
تو حقيقتي،حقيقت.
تو عزيزي،نازنيني،
تو،تو اين عشق ، عاشق تريني
من به لطفت جون گرفتم...
مهربونم،به تو خو گرفتم.
تو رو دوست دارم...
تو رو دوست دارم...
تو رو دوست دارم...
تو رو دوست دارم...
تو رو دوست دارم...
تو رو دوست دارم...
ياد گرفتم که عشق با تمام عظمتش 3-2 ماه بيشتر زنده نيست
ياد گرفتم که عشق يعني فاصله
و فاصله يعني 2 خط موازي که هيچگاه به هم نمي رسند
ياد گرفتم در عشق هيچکس به اندازه خودت وفادار نيست
و ياد گرفتم هر چه عاشق تري
تنهاتري
مرا اينگونه باور کن... کمي تنها ، کمي بي کس ، کمي از يادها رفته... خدا هم ترک ما کرده ،
خدا ديگر کجا رفته...؟! نمي دانم مرا آيا
گناهي هست..؟ که شايد هم به جرم آن ، غريبي و جدايي هست..!
براستي ...... ما چه ساده به هم پيوند زده بوديم ثانيه هامان را ...... به سادگي ...... من ناباورانه به باور بودنت رسيده بودم ...... تو باور لحظه هاي من شده بودي ...... اما افسوس ...... افسوس
هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند